"احساس من"

سه‌شنبه ۳۱ خرداد ،۱۳۸٤
 

می ايم وسلامی دوباره خواهم داد:

بيا سعی کن زندگی کنی..اونجوری که بايد زندگی کنی...اونجوری که می خوای نه اونجوری که زندگی تو رو جلو می بره نه اونجوری که اون می خواد...

سعی کن حرفی رو بزنی که می خوای...موقعی که می خوای بخندی قهقهه بزن

وقتی می خوای از خودت ادا و اوصول در بياری حتما اينکارو بکن

وقتی دلت می خواد گريه کنی حتما گريه کن

سعی کن گاهی اوقات جلوی اينه خودتو ببوسی  ..به خودت لبخند بزنی

وقتی ازش دلگيری بهش بگو ...نذار يه سوتفاهم پيش بياد

وقتی براش دلتنگی بهش بگو... نذار اين دلتنگی يه جای ديگه سر باز کنه

وقتی ازش بدت مياد حتما بهش بگو به اين فکر نکن که اون لحظه دلش  ميشکنه...مطمئن باش زمانی نه چندان دور اون دل تو رو می شکونه

اگه دلت می خواد توی يه عصر بهاری به جای پياده رو  از روی جدول خيابون راه بری حتما اين کارو بکن

 به دوستت بگو که خيلی برات مهمه..اون منتظره

وقتی از هم ناراحتين حتما بگرد دنبال اون سوتفامه...

سعی کن هر چند مدت دوستاتو دست چين کنی

توی حموم با صدای بلند بخون...  حتی اکه صدات گوشخراشه

کاهی ديوان فروغ رو با صدای بلند بخون

سعی کن به حرفاش بخندی حتی اگه ناراحتت ميکنه..تو هم ياد بگير با حرفات ناراحتش کنی

سعی کن همونی باشی که می خوای..نه اونی که اطرافيان می خوان

بهش ياد بده دوستی يعنی چی؟...!

به دوستت بگو کی می خوای باشه...کی بهش احتياج داری... و کی می خوای تنها باشی

سعی کن هفته ای يه بار به خودت ابراز علاقه کنی...مثل حالا:

خيلی دوست دارم و بهت افتخار می کنم...

می ايم...

 

نادیا

[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]