ای کاش می  شد بیایی و از چشمان من نگاه کنی...آن وقت هرگز تنهایم نمی گذاشتی.

تموم شد!

/ 38 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
kiya

سلام ناديا جان خوبی خانم ...چه کوتاه.... آپ نميکنی ؟؟؟؟ حالا چی تمام شد !!! ....

باربد آذربد

تموم شد! شايد گفتن اش آسون باشه ... شايد می خوای فراموش کنی!!! ... و شايد آغازی ديگر ...

تیـبا

بيا ... نزار گذر زمان خيلی چيزا رو از بين بـبره ... منتظرتم ... از این واضحتر ؟

maryam

لازم نيست بياد فقط زاويه ديد رو عوض کن. شاد باشی.

مهدی تهرانی

دست از طلب ندارم تا کام من برآيد يا تن رسد به جانان يا جان ز تن برآيد بگشاي تربتم را بعد از وفات و بنگر کز آتش درونم دود از کفن برآيد

ali

شعر کوتاهخ و بسيار زيباييی بود واقعا تبريک می گم

ali

دوست دارم بيشتر با هم ارتباط وبلاگی داشته باشيم . شاید یه شاعر خوب از شما به عالم تحویل بدم . . موفق باشی